همون باغی که ما خانما داریم توش گوجه و خیار و
لوبیا و...میکاریم ..
کلا همه چی جوانه زده بود .
من میخواستم بیل بزنم یکم زدم
همه گفتن نمیخواد بزنی ..تو برو
بشین :(
بلد نبودم خب ....
فقط میرم میشینم نگاه میکنم و میام ...
ولی باغ حالمو خوب میکنه...
خدایا شکرت حداقل شوهر خالم باغ
داره یه کوچلو از باغ رو داده
به ما خانما تا اونجا همه چی
بکاریم و سرگرم بشیم .
برچسب:
نویسنده: مینا زارعی